[ad_1]

سرگرم کننده با اعداد یک شرکت سخت افزاری می تواند 3 میلیون دلار برای راه اندازی اولین دستگاه خود هزینه کند. یک شرکت نرم افزاری می تواند سریعتر درآمدزایی کند و هنوز 1 میلیون دلار برای بازاریابی یک محصول با درآمد مکرر در اختیار دارد.

یادداشت ویراستار:
نویسنده مهمان Jonathan Goldberg بنیانگذار D2D Advisory ، یک شرکت مشاوره چند منظوره است. جاناتان استراتژی های رشد و اتحاد را برای شرکت های صنعت موبایل ، شبکه ، بازی و نرم افزار توسعه داده است.

ما درباره نقاط کوری که اکوسیستم ریسک آمریکا برای نیمه هادی ها (و اینجا) و به طور کلی سخت افزار دارد ، مطالب زیادی نوشتیم. ما اخیراً به یک شرکت خطرناک کمک کردیم تا بازرسی صحیحی از یک شرکت الکترونیکی انجام دهد ، که ما را در موقعیت نامناسبی قرار می دهد که مجبوریم جای کفش دیگری راه برویم. همدردی با شیطان و همه اینها. در نشریات ما سعی کرده ایم با اشاره به این نکته که سرمایه گذاران آمریکایی در حال اتخاذ تصمیمات اقتصادی منطقی هستند ، البته از منظر کوته فکرانه ، منصفانه عمل کنیم. سرمایه گذاری در سخت افزار بسیار بیشتر از سرمایه گذاری در نرم افزار ، سرمایه بر است و در نتیجه مخاطره آمیز است. در این پست ، ما می خواهیم روی برخی از ریاضیات پشت این کار کار کنیم.

بگذارید بگوییم ما Unicorn Electronics داریم که می خواهد SmartHorn را بسازد ، دستگاهی که با جادو کاملاً مشکلات مشتری را حل می کند. چگونه می توان شرکت را “از سرعت فرار کرد” – جریان نقدی مثبت کافی برای تأمین نیازهای فوری شرکت برای رشد؟

اول ، تک شاخ باید Horn را طراحی کند. بسته به پیچیدگی دستگاه ، هزینه آن از 100000 دلار تا 1 میلیون دلار از فروشگاه طراحی شخص ثالث ممکن است باشد. برخی از افراد می توانند این طرح را خودشان بسازند ، دیگران به کمک خارج نیاز دارند. بگذارید برای اهداف خود بگوییم ، هزینه طراحی Horn 500000 دلار است. این مقدار “نقاشی” و چندین نمونه اولیه از شرکت را دریافت کرد.

اما اکثر دستگاه های امروزی کاملاً پیچیده هستند. حتی اگر محاسبات سخت در فضای ابری یا در برنامه انجام شود ، خود دستگاه باید قابلیت عملکرد ، برنامه ریزی و ارتباط با اینترنت را داشته باشد. این به معنای میان افزار است. این یک نرم افزار سطح پایین است و نه تنها یک زبان برنامه نویسی استاندارد یا سیستم عامل سیستم عامل نیست ، بلکه تقریباً هر شرکت تراشه زبان دستورالعمل خاص خود را دارد. استخدام مهندسین سیستم عامل چندان گران نیست اما با گذشت زمان می تواند بسیار گران تمام شود.

در اینجا یک سناریو معمولی وجود دارد. فروشگاه طراح نمونه های اولیه را به طراحان سیستم عامل منتقل می کند. تیم میان افزار خطایی را که به سیم یا خازن جدید نیاز دارد را تشخیص می دهد. بنابراین شرکت طراحی باید نمونه اولیه جدیدی (با دست) بسازد. سپس تیم میان افزار دریافتند که دو تراشه صحبت نمی کنند – برای مثال بلوتوث و سنسور دما. مشکل در تراشه یکی یا دیگری است یا جایی در سیم کشی بین آنها است؟ این اغلب به این معنی است که تیم طراحی باید نمونه اولیه دیگری ایجاد کند. و از آنجا که این تیم ها احتمالاً در شهرهای مختلف هستند ، اگر در کشورهای مختلف نباشند ، هر چرخش مجدد روزها را در ارسال و کار مجدد از دست می دهد.

تاکنون 500000 دلار و یک ماه برای طراحی و 100،000 دلار و چهار ماه برای سیستم عامل هزینه کرده ایم.

اکنون باید تولید کننده ای پیدا کنیم. این شرکت باید ابزار و قالب ایجاد کند و همچنین جریان تولید را طراحی کند. آنها می توانند این کار را خیلی سریع انجام دهند ، اما از آنجا که در دستگاه های برش فلزات گران قیمت کار می کنند ، حداقل مقدار کمی نیاز خواهند داشت. ممکن است فقط چند هزار واحد باشد ، اما در اینجا هزینه ها واقعاً شروع به جمع شدن می کنند.

فرض کنید SmartHorn برای قطعات و تولید 100 دلار هزینه دارد اما تولیدکننده حداقل به 5000 دستگاه نیاز دارد. سپس قسمت پیچیده منبع قطعات می شود. در حال حاضر ، زنجیره تامین الکترونیک جهانی بسیار محدود است. ما در مورد آن در ماه اکتبر نوشتیم ، و نیویورک تایمز هفته گذشته ماجرا را گرفت. زمان سرب شدن بسیاری از قطعات می تواند چندین ماه باشد و پیش بینی آن اغلب با بعضی از قطعات با کمترین مقدار در کمترین زمان تأمین ناامیدکننده است. بنابراین 500000 دلار (5000 واحد X 100 BOM) و چهار ماه اضافه کنید.

سپس به دریایی کامل از جزئیات می پردازیم. دستگاه به گواهینامه های مختلف UL ، FCC و سایر موارد نیاز دارد. 50000 دلار اضافه کنید ، اما خوشبختانه با افزایش تولید می توان این کار را انجام داد. اما هزینه های بالاتری نیز به عنوان بیمه وجود دارد. بیشتر توزیع کنندگان (یعنی خرده فروشان) و مشتریان شرکتی از شرکت می خواهند مجموعه ای از بیمه نامه ها را حفظ کند تا 50 هزار دلار دیگر کسب کند. پس باید حمل و نقل ، گمرک و مالیات را در نظر بگیریم ، بنابراین شاید 20 دلار برای هر دستگاه.

سپس شرکت باید ضمانت نامه و بازده را در نظر بگیرد. حسابداران الزاماتی برای تعیین ذخیره برای خود دارند ، اما یک قانون نادرست (که فقط برای اهداف ما در اینجا کافی است) 10٪ هزینه مواد است که باید برای تأمین هزینه بازگشت و جایگزینی کنار گذاشته شود.

سرانجام ، این شرکت باید با بازاریابی مبارزه کند. این مقدار بسته به اینکه به مصرف کنندگان بفروشد یا به مشتری بزرگ شرکتی بستگی دارد ، از هر چیزی تا مقدار زیادی متفاوت است. بودجه اساسی برای روابط عمومی و برخی بازاریابی محتوا در حدود 50،000 دلار به علاوه یا منهای است.

با افزودن این ، بودجه زیر را داریم:

مورد تعداد زمان
طرح 500000 دلار 1 ماه
سیستم عامل 100000 دلار چهار ماه
تولید 500000 دلار چهار ماه
صدور گواهینامه 50000 دلار
بیمه 50000 دلار
تحویل 100000 دلار 1 ماه
بازار یابی 50000 دلار
ارزش متوسط ​​کالاهای فروخته شده 1،350،000 دلار
ذخیره گارانتی 135000 دلار
جمع 1 میلیون و 485 هزار دلار 9 ماه

همه این کارها باید قبل از اینکه شرکت بتواند درآمد خود را جمع کند ، انجام شود ، مگر اینکه به نوعی تأمین منابع عمومی ایجاد کرده باشد. بنابراین ، فقط برای بدست آوردن معادل آن ، شرکت باید 297 دلار برای هر قطعه شارژ کند و برای دریافت 50 درصد حاشیه ناخالص ، قیمت خرده فروشی 594 دلار خواهد بود.

همچنین باید هزینه های نرم افزار را نیز در نظر بگیریم. برای این مثال ، فرض خواهیم کرد که Unicorn Electronics برنامه و نرم افزار back-end خود را ساخته است. این شرکت احتمالاً می تواند تمام سخت افزارها و نرم افزارها را با تیمی ده نفره بسازد. اگر متوسط ​​حقوق سالانه 150،000 دلار باشد (مقداری استعداد گران قیمت در خارج از کشور و برخی از استعدادهای خارج از مرز را نیز بپذیرید) ، این مبلغ سالانه 1.5 میلیون دلار است.

بنابراین 1.485 میلیون دلار هزینه سخت افزار و 1.5 میلیون دلار ، در مجموع 2.985 میلیون دلار. این شرکت سپس 5000 واحد را به ازای هر قطعه 594 دلار یا 2.97 میلیون دلار درآمد فروخت و سود خالص داد ضرر – زیان از (15000 دلار) سخت افزار می تواند دلسرد کننده باشد.

خبر خوب این است که این مدل دارای یک م costلفه هزینه ثابت بزرگ است ، بنابراین تغییر چند متغیر می تواند تأثیر زیادی داشته باشد. به عنوان مثال ، اگر قیمت ها را 6 دلار در واحد افزایش دهید و حتی به 600 دلار برسانید ، سود خالص به 15000 دلار (مثبت) می رسد. 1000 واحد دیگر بفروشید و سود خالص آن نزدیک به نیم میلیون دلار است. اگر آنها 100000 واحد بفروشند ، شرکت راهی برای تبدیل شدن به یک شاخدار واقعی دارد. اهرم های زیادی در این مدل وجود دارد ، به همین دلیل مردم مدام سعی در ساخت سخت افزار دارند.

با در نظر داشتن این واقعیت ، سخت افزارها می توانند دلهره آور باشند. 3 میلیون دلاری که شرکت برای ورود یک محصول به بازار نیاز دارد را بدست آورید ، تیمی در این اندازه می تواند یک برنامه نرم افزاری ایجاد کند که به طور بالقوه می تواند خیلی سریعتر رشد کند و هنوز یک میلیون دلار برای خرید مشتری دارند. با ترکیب این نرم افزار با یک جریان درآمد مکرر ارائه می شود. مشکل سخت افزاری این است که برای رشد شرکت ، آنها باید Smart Horn 2 و Smart Horn 3 را ارائه دهند و تمام موارد بالا را بارها و بارها پشت سر بگذارند.

سخت افزار از اهرم مالی عظیمی برخوردار است ، اما هزینه های اولیه و مهمتر از همه ، زمان لازم بسیار دلهره آور است.

[ad_2]

منبع: tanha-news.ir

ایندکسر